اضطراب دقیقا چه حسی به شما میده؟

این یه تصور اشتباه رایجه که ” افراد مضطرب معمولا ضداجتماعی ، کم توجه و یا زیادتر از اندازه داستانی هستن ” . بلکه واقعیت اینه که این جور افراد همه چیز دور و بر شون رو اون قدر پردازش و تحلیل می کنن که نمی تونن از عهده جواب خیلی از پرسشا و افراد و اطلاعات سنگین به طور همزمان برآیند .

اضطراب دقیقا چه حسی به شما میده؟

اضطراب ، فرد رو ضعیف و فرسوده می کنه ؛ درست مانند یه سنگینی همیشگی تو ذهن و افکار ، مانند چیزی که به طور کامل غلطه ، و بیشتر هم نمی دونین که اون چیز واقعا چیه . مانند اسید معده ، که وقتی معده خالی است اونو می سوزونه و احساس گرسنگی رو هم دور می کنه ، مثل گره کوری که نمی تونین بازش کنین.

اضطراب این حس رو به شما میده که ذهن تون در آتیش می سوزد ، به هرچیز کوچیکی بیشتر از اندازه فکر می کنین و زیاد تحلیلش می کنین ، چیزایی که به هم مربوط هم نیستن . بعضی وقتا باعث می شه احساس خستگی و نبود تمرکز داشته باشین ، انگارافکارتان باسرعت وحشتناکی در خلاف جهت می دوند و فرار می کنن و در طول راه بهم برخورد می کنن .

بعضی وقتا هم احساس می کنین به طور کامل از ذهن و فکرتون جدا شدین ، انگار ذهن تون دیگه خالی شده و دیگه حضور ذهن ندارین ، گویی از هم گسسسته اید و بدن خودتون رو ترک کردین . اضطراب مانند اینه که صدایی پشت ذهن تونه و میگه که همه چیز روبراه نیس . بعضی وقتا این صدا به شما میگه که مشکلی دارین و با هرکی دیگری فرق می کنین . اون به شما میگه احساسات شما بده و بردوش دنیا سنگینی می کنین و باید گوشه گیر باشین و تنها . این صدا باعث می شه کارای روزانه تون ، مانند تصمیم گیریای ساده و کوچیک به شکل وحشتناکی مشکل شن . اضطراب شما رو شبا تا دیروقت بیدار نگه می داره ؛ ناآرامید و همیشه این پهلو به اون پهلو میشین . اضطراب مانند یه لامپ روشن ، اسباب دردسر و زحمت شده و خاموش هم نمی شه. بدن تون احساس خستگی و کوفته گی می کنه اما ذهن تون به طور کامل بیدار و هشیاره و به سرعت جریان داره . حوادث روز رو مرور می کنین و تموم جزئیات خاص رو تک به تک تحلیل کرده و رنج می برید.

اضطراب ، دروغگوست ، هرچند به شکل عجیبی احساس واقعی داره

گوش کردن و توجه به اضطراب باعث نمی شه که رهای تون کنه ، با اون بجنگین و نذارین پیروز شه . پس اجازه بدین حرفش رو بزنه . تموم نگرانیا و دلشورهای نابخردانه اش رو بشنوین .عمل ساده گوش دادن به اون به شما نشون میده که از اون شما نیس . اجازه بدین رجز بخونه و پرت و پلا بگه ، آسیمه شه و گریه کنه . بذارین هرچه که به اون فکر میکنه رو بگه و بعد شما انتخاب کنین . شما انتخاب کنین که به اون گوش می کنین یا نه ، شاید هم به صدای صلح جویی گوش کنین که میگه به اضطراب گوش ندین . صدای مضطرب اون قدر به شما توضیح و تفسیر میده تا جایی که بفهمین بخشی از ذهن شماس ، نه همه اون . وقتی افکار وحشت انگیز تموم وجودتون رو فرا گرفت ، تشخیص این که انتخابی هم هست مشکله و احساس می کنین همه چیز درحال سوختن و نابودیه .

اولین لحظه ، سخت ترینه و سخت ترین چیزها ، واقعی ترین هستن . پس بذارین اضطراب و دلهره تون حرفهایش رو بزنه ، بذارین شکایتش رو واسه شما اعلام و رو کنه ، وقتی تموم نگرانی هاش رو روی میز گذاشت ، شما تصمیم می گیرین که چه طور کارتا رو به بازی بگیرین .

/ healthmag.ir

.

منبع :

Categories:سلامتی
Published on :Posted on

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *